جمعه، ۹ آبان ۱۳۹۹ | 
Thursday, 29 October 2020 | 
• برای دسترسی به بایگانی سايت قدیمی فلُّ سَفَه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به بایگانی روزانه بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به بایگانی زمانی بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به نسخه RSS بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.

موضوع:    
اول<

۱

۲۳۴۵۶۷۸۹۱۰>آخر

: صفحه


شماره: ۵۰۳
درج: دوشنبه، ۵ آبان ۱۳۹۹ | ۱۱:۲۶ ق ظ
آخرين ويرايش: دوشنبه، ۵ آبان ۱۳۹۹ | ۱۲:۳۵ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • چرا باید بنویسیم «ماکیاوللی» و نه «ماکیاولّی»؟: مسألۀ تشدید در عربی و فارسی و زبان‌های دیگر

 

امروز دیدم مترجمی نام «ماکیاوللی» را با تشدید نوشته است، «ماکیاولّی» و چون من هرگز کلمات ایتالیایی را این‌طور نمی‌نویسم توضیحی برای دوستانی که بخواهند دلیل آن را بدانند عرض می‌کنم، هرچند به احتمال بسیار خود بهتر از من می‌دانند.

 تشدید حرکتی مخصوص زبان عربی است برای تکرار یک حرف و حذف حرف دوم در نگارش و درآن دسته از کلمات فارسی نیز به کار می‌رود که ریشۀ عربی داشته باشند. اما اگر کلمه‌ای به تمامی فارسی باشد ما آن حرف را تکرار می‌کنیم و از تشدید استفاده نمی‌کنیم، مانند: یادداشت و بررسی. اما کلماتی یک هجایی و دو هجایی نیز در زبان فارسی هستند که گاهی با تشدید نوشته می‌شوند و گاهی بدون تشدید، مانند: ارّه، بچّه، پلّه، زرّین، گله، خرّم، برّه، درّه، لکّه، غرّش. تشدید در این کلمات جنبهٔ گویشی دارد و به معنای وجود حرفی در ریشهٔ کلمه نیست. گذاشتن تشدید برای کلماتی مانند دوم و سوم نیز غلط است. بنابراین، درست این است که نام‌ها یا کلماتی را که از زبان‌های دیگر، غیر از عربی، وارد زبان فارسی می‌شوند، مانند: فللینی، ماکیاوللی و .. . به همان صورت اروپایی و ایتالیایی آنها با دو حرف بنویسیم و از تشدید عربی استفاده نکنیم چون خود عرب‌ها نیز این قاعده را رعایت می‌کنند و در کلمات غیرعربی از تشدید استفاده نمی‌کنند و آنها را با دو حرف پشت سرهم می‌نویسند. و البته چنان‌که می‌دانید زبان فارسی از خانوادۀ زبان‌های هند و اروپایی است و سامی نیست و بنابراین اولی است که در فارسی نیز رعایت این قاعدۀ عربی بشود.

 

۱. تشدید در زبان فارسی/ حجت کجانی حصاری

۲. نگارش نام فللینی به عربی

۳. نگارش نام فللینی به عربی

 


۰

شماره: ۵۰۲
درج: سه شنبه، ۲۲ مهر ۱۳۹۹ | ۵:۰۱ ب ظ
آخرين ويرايش: سه شنبه، ۲۲ مهر ۱۳۹۹ | ۵:۰۴ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • اکبر عالمی

درگذشت مستندساز و آموزگار فرهیختۀ سینما آقای اکبر عالمی را به بازماندگان ایشان و جامعۀ سینمایی کشور تسلیت می‌گویم و برای ایشان رحمت خداوندی و شادی روان آرزو می‌کنم. ایشان را از دهۀ ٥۰ با کتابی که دربارۀ فیلم و لابراتور منتشر کرد می‌شناختم. آن‌هنگام آن‌قدر کتاب‌های سینمایی کم بود که هر کتابی دربارۀ سینما را می‌خریدم، حتی اگر مربوط به فیلم و لابراتوار بود. 

باری، نخستین دیدار و آشنایی رو در روی من با ایشان مربوط می‌شود به شرکت در چند برنامۀ «سینما ماوراء»، به اجرای ایشان، در شبکۀ ٤ در سال ۱۳۸۵، برای فیلم‌هایی همچون «سولاریس» تارکوفسکی و «بودای کوچک» برتولوچی. از اندرزهایی که یک بار ایشان در پایان یکی از برنامه‌ها به من داد و من هم آن را به کار بستم این بود که اجازه ندهم «تلویزیون از من سوء استفاده کند و پای مرا به هر برنامه‌ای بکشد». من هم بعد از آنکه دیدم در یکی از برنامه‌های خود ایشان در مقابل کسی نشستم که نباید می‌نشستم دیگر به این برنامه نرفتم و بعد از آنکه یکی دو برنامه‌ از من در «سینما ٤» شبکه ۴ هم توقیف شد و هرگز پخش نشد (دربارۀ فیلم «نان و گل‌های سرخ» از کن لوچ به همراه فرزان سجودی و «آقای کلاین» از جوزف لوزی به همراه نادر تکمیل همایون) با تلویزیون وداع کردم تا چند سال بعد که باز وسوسه شدم و در برنامه‌ای با حسین پاینده دربارۀ زبان و ترجمه شرکت کردم، با یک مجری عوضی و تهیه‌کنندۀ شیاد. بعد از آن دیگر بجد غلط کردم که پایم را به تلویزیون بگذارم و تاکنون موفق هم بوده‌ام و گفتن «نه» را دیگر یاد گرفته‌ام. اولین بار که پایم را به تلویزیون گذاشتم سال ٧٤ بود و به اصرار مهدی ارجمند برای فیلم «آندره روبلف» از تارکوفسکی، در برنامۀ «سینمای اندیشه» از شبکۀ ۲ (به ریاست احمد پورنجاتی). در آغاز فیلم به شیوۀ مرسوم ۵ دقیقه از گفت گو را پخش کردند و در پایان فیلم ۲۵ دقیقه از گفت و گو را حذف کردند و برنامه هم به کل تعطیل شد و مهدی ارجمند هم دیگر گویا پایش از تلویزیون بریده شد. تا ده سالی بعد باز نرفتم و بعد در یکی دو برنامه دربارۀ کتاب و یکی دو برنامه دربارۀ فلسفه و بعد هم دربارۀ چند فیلم سینمایی در «سینما ۴» و «سینما ماوراء». باری، تجربۀ من از همکاری با برخی مطبوعات و تلویزیون در این کشور این است که بهتر است آدم هیچ وقت پایش را به این جور جاها نگذارد، مگر اینکه آدمی باشد که بتواند با هرکس و ناکسی کار کند و پوست کرگدن داشته باشد یا به هر حال شغلش این باشد و ناگزیر از این گونه زندگی.


۰

شماره: ۵۰۱
درج: جمعه، ۱۸ مهر ۱۳۹۹ | ۱۲:۲۲ ب ظ
آخرين ويرايش: پنجشنبه، ۲۴ مهر ۱۳۹۹ | ۱۰:۴۸ ق ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • آن صدای آسمانی

دریغ! آن صدای آسمانی هم رفت. چه نیکبخت بودیم که صداهایی همچون صداهای غلامحسین بنان و محمد رضا شجریان را شنیدیم. و چه لذتی می‌بریم همواره از این صداها و این شعرها و این زبان شکرین فارسی که زبان درد است و عشق و شور زندگی و آزادی و عدالت‌خواهی و ستم‌ستیزی. به هر روی، هرچیزی روزی به پایان می‌رسد، زندگی آدمیان نیز. مهم این است که آدم چه با خود می‌برد وچه از خود به جای می‌گذارد. آوازش بلند باد.

در این سرای بی‌كسی كسی به در نمی‌زند

به دشت پرملال ما پرنده پر نمی‌زند

یكی ز شب‌گرفتگان چراغ بر نمی‌كند

كسی به كوچه‌سار شب در سحر نمی‌زند

نشسته‌ام در انتظار این غبار بی‌سوار

دریغ كز شبی چنین سپیده سر نمیزند

دل خراب من دگر خراب‌تر نمی‌شود

كه خنجر غمت از این خراب‌تر نمی‌زند

گذرگهی است پُرستم كه اندرو به غیر غم

یكی صلای آشنا به رهگذر نمی‌زند

چه چشمِ پاسخ است از این دریچه‌های بسته‌ات

برو که هیچ‌کس ندا به گوش کر نمی‌زند

نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست

اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی‌زند

 هوشنگ ابتهاج (سایه)

«کوچه‌سار شب» («در این سرای بی‌کسی»), با صدای محمدرضا شجریان

 


۰

شماره: ۵۰۰
درج: يكشنبه، ۱۳ مهر ۱۳۹۹ | ۲:۵۹ ب ظ
آخرين ويرايش: دوشنبه، ۱۴ مهر ۱۳۹۹ | ۱۲:۵۲ ق ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • ترجمهٔ خوب چه ترجمه‌ای است؛ آیا نقد ترجمه، یافتن خطاهای لفظی در ترجمه است؟

 در خرداد ۱۳۹۴ به پرسش‌های بی بی سی «دربارهٔ ترجمه و نقد ترجمه» پاسخ‌های زیر را دادم.  اکنون به بهانهٔ روز ترجمه، ۳۰ سپتامبر، آنها را بازنشر می‌کنم.

 

به نظر شما وضعیت کنونی نقد ترجمه در ایران چیست؟

 

"نقد" به معنای پیش کشیدن "نظریه"ای برای "ترجمه" و بر اساس آن در خصوص ترجمه داوری کردن وجود ندارد، اینکه بر چه مبنایی ترجمه می‌کنیم، چرا به خود اجازه می‌دهیم از "نوواژه"ها استفاده کنیم، کی و کجا از آنها باید استفاده کنیم، چرا به هم‌پوشیدگی مفاهیم و واژه‌ها و تحلیل مفهومی و برابری آنها در ترجمه بی‌توجهیم، چگونه می‌توانیم سبک‌های زبانی متفاوت را در ترجمه حفظ کنیم، چرا نباید همه چیز را فدای آسانی و روانی خواندن و معادل‌های یک سویۀ فرهنگ‌های عمومی و تخصصی واژگان کنیم، چرا همه سعی می‌کنیم از زبان یک مترجم یا از یک شیوۀ نثرنویسی تقلید کنیم و ... اینها چیزهایی است که در نقد ترجمه غایب است، بیشتر به اشتباه‌هایی پرداخته می‌شود که یا اساساً از ناتوانی در ترجمه سرچشمه می‌گیرد، چون مترجم اساساً مترجم نبوده و نیست که اشتباه او مهم بوده باشد یا به چیزهایی که ناشی از شتاب‌زدگی و حواس‌پرتی است و تا حدودی طبیعی است... معلوم کردن اشتباه در ترجمه آسانترین کار است و هر دانشجوی متوسط زبان هم به این کار قادر است.

 


۰

شماره: ۴۹۹
درج: جمعه، ۱۱ مهر ۱۳۹۹ | ۱۰:۰۱ ب ظ
آخرين ويرايش: جمعه، ۱۱ مهر ۱۳۹۹ | ۱۰:۳۶ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • ز خاک خویش طلب آتشی که پیدا نیست!

 

 

مرید همّت آن رهروم که پا نگذاشت

به جاده‌ای که درو کوه و دشت و دریا نیست

شریک حلقهٔ رندان  باده‌پیما  باش

حذر ز بیعت پیری که مرد غوغا نیست

 

اقبال لاهوری، پیام مشرق

 

شاید ده پانزده سالی می‌گذشت که دیگر از این راه نرفته بودم. اولین بار ده پانزده‌سال پیش بود که با گروهی از استادان دانشکدۀ حقوق (دکتر هادی وحید و دکتر رضا اسلامی عزیز و اکنون در بند و چند تنی دیگر که نام‌شان را به خاطر ندارم) و دانشجویانانش ۷ صبح از دربند راه افتادیم تا کوه‌پیمایی خود را در اوایل نیمه شب به درکه ختم کنیم. اول با تله‌سی‌یژ رفتیم بالا. آن‌گاه، بعد از هتل اوسون، در باغچۀ یکی از استادان دانشکدۀ حقوق صبحانه‌ای پُرمایه و لذیذ خوردیم و بعد رفتیم به سوی ایستگاه ۵ توچال. حدود ۲ یا ۳ در آنجا ناهار خوردیم و بعد از توچال آمدیم پلنگ‌چال و بعد هم درکه. شبانگاه در چایخانه‌ای نزدیک درکه دیزی خوردیم و شب از نیمه گذشته بود که به خانه رسیده بودم.

 

 


۰

اول<

۱

۲۳۴۵۶۷۸۹۱۰>آخر

: صفحه

top
دفتر يادها گفت و گوها درسها کتابها مقالات کارنامه
يکشنبه، ۳ شهريور ۱۳۸۱ / جمعه، ۹ آبان ۱۳۹۹
همه‌ی حقوق محفوظ است
Fallosafah.org— The Journals of M.S. Hanaee Kashani
Email: fallosafah@hotmail.com/saeed@fallosafah.org
Powered By DPost 0.9